جوان و جاهل

لغت نامه دهخدا

جوان و جاهل. [ ج َ ن ُ هَِ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) کنایه از جوان تمام عیار.

فرهنگ فارسی

کنایه از جوان تمام عیار

جمله سازی با جوان و جاهل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیوسته باد شاهد بختت جوان و شاد پشت عدوت همچو فلک چنبری کند

💡 گفتم‌که تافت همت او بر جوان و پیر گفتا که مهر تابد بر پیر و بر جوان

💡 آن خداوندی که از بخت جوان و رای پیر ملک را بر ملک داران از قلم دارد چو تیر

💡 مساءله 2 - در ديه كندن اين عضو فرقى نيست بين صغير و كبير وپيرمرد و جوان و بين كسيكه آلتش سالم است و كسيكه آلت او ناسالم است و بين آلتفلج و غير فلج و آلت عنين و غير عنين.

💡 قبل از اينكه به خواب بروند رجالى از اهل شهر يعنى از سدوم خانه را محاصره كردند،رجالى از پير و جوان و بلكه كل اهل شهر حتى از دورترين نقطه حمله ور شدند و لوط راصدا زدند كه آن دو مردى كه امشب بر تو وارد شده اند كجايند؟ آنان را بيرون بفرست تابشناسيمشان،

💡 حبیبه جعفریان از نویسندگان سروش جوان، داستان همشهری و همشهری جوان و دبیر تحریریهٔ مجلهٔ همشهری ۲۴ بوده‌است.

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز