لغت نامه دهخدا
جفتی زدن. [ ج ُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) جفت شدن حیوانات باشد. || کنایه از جماع و مباشرت است. ( برهان ). رجوع به جفت شدن و جفتی شود.
جفتی زدن. [ ج ُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) جفت شدن حیوانات باشد. || کنایه از جماع و مباشرت است. ( برهان ). رجوع به جفت شدن و جفتی شود.
( مصدر ) ۱- دو تا دو تا کردن ( حیوانات ). ۲- جماع کردن مباشرت کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این مرغ در روایتهای ایرانی نیز همچون روایتهای هندواروپائی، مرغی نادر و تنهاست که او را جفتی نیست و در نتیجه از او زایشی نیز پدید نخواهد آمد. ققنوس هزار سال زندگی میکند و چون عمرش به پایان میرسد، تودهای بزرگ از هیزم فراهم میآورد و با نشستن بر آن توده چندان آواز میخواند که از آواز خود به وجد میآید و با برهم زدن بال و به یاری منقار، آتشی میافروزد و با سوختن در آتش از وی بیضه ای (تخم) پدیدار میشود و بدینسان ققنوسی دیگر زاده میشود.