لغت نامه دهخدا
جعبه زن. [ ج َ ب َ / ب ِ زَ ] ( نف مرکب ) زننده جعبه. نوازنده سازی که جعبه نام دارد. رجوع به جعبه شود.
جعبه زن. [ ج َ ب َ / ب ِ زَ ] ( نف مرکب ) زننده جعبه. نوازنده سازی که جعبه نام دارد. رجوع به جعبه شود.
( صفت ) نوازند. جعبه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این خودرو در کلاس خودرو کامپکت قرار گرفته و طراحی آن خودروهای موتور جلو-محور عقب بوده است. سیستم جعبهدندهٔ آن ۴ دنده به صورت دستی است.
💡 چندان که در آن جعبه خدنگ است نصیبست در همت ما جستن و در شست خطا نیست
💡 موتور آن ۶۱۶۲ سیسی سیستم جعبهدندهٔ آن ۶ دنده به صورت دستی است.
💡 هر غمزهاش به جانم صد جعبه ناوکا هر مژهاش به چشمم صد قبضه خنجرا
💡 باز این تویی که مژهٔ خون ریز چشم تو صد جعبه ناوک است و صد قبضه خنجر است
💡 یک خودروی سواری سایز متوسط بود که توسط آئودی در سال ۱۹۱۳ معرفی شد. این خودرو مجهز به جعبه دنده ۴ سرعته دستی و موتور ۵۶۰۰ سیسی ۴ سیلندر بود. این خودرو تا سال ۱۹۲۴ تولید شد.