جستن رگ

لغت نامه دهخدا

جستن رگ. [ ج َ ت َ ن ِ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نبض. نبضان. ( دهار ). خفق. خفقان. ( تاج المصادر بیهقی ). پریدن رگ.

فرهنگ فارسی

نبض خفق خفقان پریدن رگ

جمله سازی با جستن رگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بمیرد پیش از مردن ببخشاید پس از جستن که گنجش بر روان رنج است و عزش در نظر عزی

💡 وَ الَّذِینَ إِذا أَصابَهُمُ الْبَغْیُ، و ایشان آنند که چون افزونی جستن بایشان رسد، هُمْ یَنْتَصِرُونَ (۳۹). ایشان از کین میکشند و داد می‌ستانند.

💡 خود اعتبار چه باشد به جز ز جو جستن هلا ز جو بجهید آن طرف چو برنایید

💡 مرحوم علامه امينى (ره )، بيست حديث از اهل سنتنقل كرده كه تبرك جستن به رسول خدا (صلّى اللّه عليه وآله ) مانعى ندارد و در صدراسلام معمول بوده است.(134)

💡 زيارت، بار يافتن انسانى فقير و درمانده در بارگاه كريمى مرتبط باخزانه غيب، توسل جستن معصيتكارى شرمنده به دامن بنده اى مقرب و آبرومند در درگاه ربالارباب است.

💡 صائب ز جان اقامت جستن ز ساده لوحی است ریگ روان محال است یک جا مقام سازد

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز