لغت نامه دهخدا
جرح شاهد. [ ج َ ح ِ هَِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) باززدن گواه. ( دستوراللغة ). گواهی بعدم عدالت او.مقابل تعدیل شاهد. ذکر اموری که فسق شاهد را حکایت کند و شهادت او را بی اثر گرداند. و رجوع بجرح شود.
جرح شاهد. [ ج َ ح ِ هَِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) باززدن گواه. ( دستوراللغة ). گواهی بعدم عدالت او.مقابل تعدیل شاهد. ذکر اموری که فسق شاهد را حکایت کند و شهادت او را بی اثر گرداند. و رجوع بجرح شود.
باز زدن گواهان گواهی بعدم عدالت او مقابل تعدیل شاهد. ذکر اموری که فسق شاهد را حکایت کند و شهادت او را بی اثر گرداند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به گفته شاهدان عینی نیروهای انتظامی با حمله به مردم آنها را مورد ضرب و جرح قرار داد و عده زیادی را نیز بازداشت کرد. به گفته همین منابع دوتن از تظاهر کنندگان پس از اصابت ضربه باتوم به سرشان جان باختند.
💡 این کتاب مشتمل بر دو فصل و در بر گیرنده مواد ۱۳۰۶ الی ۱۳۲۰ میباشد و قانونگذار ابتدا مقررات مربوط به شهادت و سپس شرایط شهادت و شاهد و جرح آن را (بیاعتبار کردن شاهد) را وضع نمودهاست. با این وجود بخش اعظم مقررات مربوط به شهادت، پس از انقلاب اسلامی ایران توسط شورای نگهبان بیاعتبار اعلام گردیدهاست.