جراحت بستن
مترادفها
پانسمان کردن، زخم بستن
لغت نامه دهخدا
جراحت بستن. [ ج ِ ح َ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) زخم بستن. در تداول امروز، پانسمان کردن زخم:
مادرش بجسته سرش از تن بگسسته
نیکو و باندام جراحتش ببسته.منوچهری ( دیوان چ دبیرسیاقی ص 78 ).غلام را فرمود تا تیر از وی جدا کرد و جراحت ببست. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 353 ).
جمله سازی با جراحت بستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شواهد اندکی برای تعیین نوع پانسمان و بستن زخم در سوختگیهای درجه اول و دوم وجود دارد. عاقلانهترین این است که سوختگیهای نوع اول را پانسمان نکرد. اگرچه آنتیبیوتیکهای موضعی در بیشتر موارد توصیه میشود اما شواهد اندکی مبنی بر مؤثر بودن آنها وجود دارد. سیلور سولفادیازین (یک نوع آنتیبیوتیک) به هیچ وجه توصیه نمیشود زیرا استفاده از آن ممکن است باعث افزایش زمان بهبودی شود. شواهد اندکی وجود دارد که استفاده از نقره یا درمان جراحت به وسیله فشار منفی را توصیه میکنند.