جدا گردیدن به معنای جدا شدن یا تفکیک از یکدیگر است. این مفهوم میتواند در زمینههای مختلفی مانند روابط انسانی، تفکیک اشیاء یا حتی اندیشهها مطرح شود. زمانی که افراد از یکدیگر جدا میشوند، ممکن است به دلایل متعددی مانند اختلاف نظر، عدم توافق یا تغییر شرایط زندگی باشد. این جدایی گاهی اوقات به عنوان یک مرحله طبیعی در زندگی تلقی میشود که میتواند به رشد فردی و پیشرفت کمک کند. در این راستا، جدا گردیدن نه تنها به عنوان یک پایان، بلکه به عنوان فرصتی برای بازتعریف هویت و اهداف شخصی نیز دیده میشود. همچنین، در برخی مواقع میتواند به ایجاد فضا برای ارتباطات جدید و تجربههای تازه منجر گردد. به این ترتیب، جدایی میتواند تجربهای مثبت یا منفی باشد که بستگی به نوع و شرایط آن دارد.
جدا گردیدن
لغت نامه دهخدا
جدا گردیدن. [ ج ُ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) منفصل و گسیخته گردیدن. جدا شدن. دور ماندن. تفّرق. اِنمیاز. ( منتهی الارب ):
گفت اگر گردی شبی از روی چون ماهم جدا
تا سحرگاهان ستاره میشمر گفتم بچشم.کمال خجندی ( از ارمغان آصفی ).چون ببیند سیم و زر آن بینوا
بهر زر گردد ز خان و مان جدا.( مثنوی ).
جمله سازی با جدا گردیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یقین دارم که اندر این سفر بایست گردیدن علی اکبر من طعمه شمشیر با جدا