لغت نامه دهخدا
جای تهی کردن. [ ت ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جای را خالی کردن. از جای رفتن:
شه شهریاران رها کرد جای
فریبنده را گفت نزد من آی.
جای تهی کردن. [ ت ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جای را خالی کردن. از جای رفتن:
شه شهریاران رها کرد جای
فریبنده را گفت نزد من آی.
جای را خالی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سدّ اسلام شکسته شد و ما بیخبریم رکن دین جای تهی کرده و ما می نگریم
💡 ای بر چمن باغ هنر سرو سهی افسوس که کرد از تو قضا جای تهی
💡 در آن خانه نبود القصه یک جای تهی زان دو دلارام و دلارای
💡 لشکری راند که جوید ز عدو کین پسر رمضان جای تهی کرد و شد از پیش بدر