لغت نامه دهخدا
جای بیرون در. [ ی ِ ن ِ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از خارج خانه و جای بیگانگان و راندگان است که بدرون خانه محرم نیستند:
هم عقل بر در او جایش بیرون در
هم عشق در راه او فرقش بزیر پا.( انجمن آرا ).
جای بیرون در. [ ی ِ ن ِ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از خارج خانه و جای بیگانگان و راندگان است که بدرون خانه محرم نیستند:
هم عقل بر در او جایش بیرون در
هم عشق در راه او فرقش بزیر پا.( انجمن آرا ).
کنایه از خارج خانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پای ازین تنگنای بیرون نه رخت ازین تیره جای بیرون نه
💡 بی خموشی در حریم قرب نتوان بار یافت حلقه را از هرزه نالی جای بیرون درست
💡 همان به که زین جای بیرون شویم وداع وطن کرده یکسو رویم
💡 چران داشتی از دو رویه دهن نبد بر تنش جای بیرون شدن