جاودانگی بهشت
مترادفها
ابدیت بهشت
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] جاودانگی بهشت (قرآن). خداوند در قرآن به جاودانگی بهشت مهمترین ویژگی آن است، طی آیات بسیاری تصریح می کند.
خداوند بهشت را محلی همیشگی و جاودان قرار داده است.مثل الجنة التی وعد المتقون تجری من تحتها الانهـر اکلها دائم وظـلها.. توصیف بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده شده، (این است که) نهرهای آب از زیر درختانش جاری است، میوه آن همیشگی، و سایه اش دائمی است این سرانجام کسانی است که پرهیزگاری پیشه کردند و سرانجام کافران، آتش است!نه همچون میوه های این جهان که فصلی است و هر کدام در فصل خاصی آشکار می شود بلکه گاهی بر اثر آفت و بلا ممکن است در یک سال اصلا نباشد، اما میوه های بهشتی نه آفتی دارد، و نه فصلی و موسمی است، بلکه همچون ایمان مؤمنان راستین دائم و پابرجا است. قل اذلک خیر ام جنة الخلد التی وعد المتقون کانت لهم جزاء و مصیرا. (ای پیامبر! ) بگو: «آیا این بهتر است یا بهشت جاویدانی که به پرهیزگاران وعده داده شده؟! بهشتی که پاداش اعمال آنها، و قرارگاهشان است.»اضافه جنت به خلد که به معنای جاودان است برای این است که دلالت کند بر اینکه بهشت مزبور فی نفسه و به خودی خود جاودانه و فنا ناپذیر است، هم چنان که کلمه" خالدین" در آیه بعدی، برای این آمده که دلالت کند بر اینکه اهل این بهشت در آن جاودانند، و فنا به ایشان راه ندارد. الذی احلنا دار المقامة من فضله لایمسنا فیها نصب ولایمسنا فیها لغوب. همان کسی که با فضل خود ما را در این سرای اقامت (جاویدان) جای داد که نه در آن رنجی به ما می رسد و نه سستی و واماندگی
← مراد از دار المقامه
۱. ↑ رعد/سوره۱۳، آیه۳۵.
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۶، ص۵۲۲، برگرفته از مقاله «جاودانگی بهشت»
...
جمله سازی با جاودانگی بهشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از منظر تاریخی، دین جدید مسیحیت در بسیاری از جنبهها جذابیت خاصی داشت. دیکی از مهمترین محورهای مسیحیت اخلاق و احسان نسبت به سایر انسانها بود. این جنبه به ویژه برای ضعیفان و مستضعفان جذاب بود. به عنوان مثال، طبق یک منبع، تا اواسط قرن سوم، ۱۵۰۰ بیوه و فقیر از اسقف روم کمک میگرفتند. یکی دیگر از وعدههای مهم مسیحیت، پاداشهای آسمانی در زندگی پس از مرگ در ازای اعمال نیک زمینی بود. این آشکارا با اکثر ادیان پاگانیسم که مفهوم زندگی پس از مرگ را پوشش نداده بودند متفاوت بود. مسیحیت برخلاف تبدیل شدن به خاک یا روح سرگردان پس از مرگ، جاودانگی در بهشت را وعده داد. دین رومی تصوری از زندگی پس از مرگ نداشت. آخرین اما نه کماهمیت، مسیحیت مرزهای قانونی و اجتماعی را که انسانها را به دستههایی جدا میکرد، حذف کرد.
💡 پاول شباهت را چنین میبیند: سطرهای آغازین ادیسه به نظر یادآور سطرهای نخست حماسه گیلگمش هستند. روایت داستانی ادیسه نیز شباهت زیادی به حماسه گیلگمش دارد. هم گیلگمش و هم اولیس با زنی مواجه میشوند که میتواند مردان را به حیوان تبدیل کند - ایشتار (برای گیلگمش) و سِرسی (برای اولیس). در ادیسه، اولیس سیکلوپ غولپیکری به نام پولیفموس را کور میکند، حادثهای که شباهتهایی با کشته شدن هومبابا توسط گیلگمش دارد. گیلگمش و اولیس هر دو به جهان زیرین میروند و هر دو، حتی در بهشت برین و در حضور زنی جذاب - سیدوری (برای گیلگمش) و کالیپسو (برای اولیس) - خود را ناخشنود مییابند. سرانجام، هر دو قهرمان فرصتی برای جاودانگی را به دست میآورند ولی آن را از دست میدهند (گیلگمش وقتی که گیاه را از دست میدهد و اولیس به هنگام ترک جزیره کالیپسو).