جانم خواجه

لغت نامه دهخدا

جانم خواجه. [ ن َ خوا / خا ج َ ] ( اِخ ) یکی از مقتدرترین امرای لشکر محمدپاشاو اصلاً از اهل جزایر بود. او بسال 1126 هَ.ق. در زمان سلطان احمدخان ملقب به کاپتین ( قپودان ) پاشا شدو در زمان سلطان محمودخان اول بسال 1143 بمقام وزارت نایل آمد و بسال 1149 او را به جدّه فرستادند و درهمین سال در طائف درگذشت. ( از قاموس الاعلام ترکی ).

فرهنگ فارسی

از مقتدرترین امرای لشکر محمد پاشا

جمله سازی با جانم خواجه

💡 چو دید برق جهنده زابر، جانم گفت که این بمسرع درگاه خواجه ماند باز

💡 خواجه چون چنين بديد آمد و غلام را در برگرفت. غلام اندوهناك شد و گفت: خدايا پرده امرا ديدى و رازم را كشف كردى، جانم را بگير. همان دم جان سپرد. خواجه مردم را خبر داد وجريان را نقل كرد و او را در همان قبر دفن نمود.(699)

💡 ای خواجه اگر مردی تشویش چه آوردی کز آتش حرص تو پردود شود جانم

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز