واژه خواجه در زبان فارسی به معنای بزرگ، سرور، کدخدا و رئیس است و تا حدی معادل کلمه آقا در زبان ترکی به شمار میآید. این عنوان از القاب رجال مشهور کشور بوده و از زمان غزنویان تا دوره مغولان به وزرا اطلاق میشده است. همچنین نام شهر یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی ایران است که در فاصله تقریبی ۲۵ کیلومتری از شهر تبریز واقع شده و مرکز بخش آن شهر در شهرستان هریس به شمار میآید. این شهر در دلتای تلخه رود و در مسیر جاده اصلی تبریز - اهر قرار دارد. کشاورزی در این شهر عمدتاً به صورت دیم انجام میشود و کمبود آب، چالش اصلی کشاورزان در این ناحیه است. این مشکل باعث شده که با وجود خاک با کیفیت، تنوع محصولات در این شهر محدود باشد.

خواجه
لغت نامه دهخدا
خواجه. [خوا / خا ج َ / ج ِ ] ( اِ ) کدخدا. رئیس خانه. || معظم. ( برهان قاطع ). سید. آقا. ( یادداشت بخط مؤلف ). بزرگ
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. مردی با این ویژگی که در حرم سرا یا اندرونی بزرگان خدمت می کرده.
۳. [قدیمی] صاحب، بزرگ، آقا، مهتر، سَرور، خداوند.
۴. [قدیمی] مال دار، دولتمند.
۵. [قدیمی] شیخ.
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان کوه پنج بخش مرکزی شهرستان سیرجان این دهکده کوهستانی و سردسیر و راه آن فرعی است.
دانشنامه آزاد فارسی
جملاتی از کلمه خواجه
بر که شمرم خلق تو ای مهتر مکرم پیش که کنم شکر تو ای خواجه مفضل
از خواجه مرا اگر نوازش نبود هجوش نکنم نه ز آنکه سازش نبود