لغت نامه دهخدا
جامه بر تن دوختن. [ م َ / م ِ ب َ ت َ ت َ ] ( مص مرکب ) جامه برتن کسی دریدن. جامه بر قد کسی دوختن. جامه را به اندازه قد کسی دوختن. ( بهار عجم ) ( از ارمغان آصفی ).
جامه بر تن دوختن. [ م َ / م ِ ب َ ت َ ت َ ] ( مص مرکب ) جامه برتن کسی دریدن. جامه بر قد کسی دوختن. جامه را به اندازه قد کسی دوختن. ( بهار عجم ) ( از ارمغان آصفی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هان ! اى جامه بر خود پيچيده ! برخيز و بيم ده و پروردگارت را بزرگ خوان، و جامه ات را پاكيزه گردان، و پليدى را دور كن، و از سر بسيار بينى منّت مَنه و براى پروردگارت پايدارى كن. پس چون طبل رستاخيز نواخته شود آن هنگام دورانى سخت دشوار است بر كافران ناگذرا.(15)
💡 چون گلم از جامه بر تن مانده دامانی و بس همچو تصویرم ز پیراهن گریبانی و بس
💡 به خدا سوگند پسرى از قبيله بنى ثقيف (حجاج بن يوسف ثقفى ) بر شما مسلط خواهدشد، از روى تكبر جامه بر زمين مى كشد، به حق پشت كرده، ستم فراوان نمايد، سبزهشما را (اموالتان را) مى خورد و پيه شما را آب مى كند (با ظلم فراوان توان شما رارنجور كند).
💡 طبق روایتهای شیعی، هارون به عیسی جَلّودی، فرمانده لشکر، دستور داد به خانههای علویان یورش بَرد و دارایی، لباس و زیورِ زنان را غارت کند، و حتّی یک جامه بر تنِ زنان باقی نگذارد.
💡 جامه بر تن کعبه را مجنون ما خواهد درید کی ز سنگ کودکان دیوانه عاقل میشود؟
💡 دل چو جان میرفت جامه بر تن خود چاک زد جامهها را چاک اندر روز ماتم میزنند