بر خویشتن گرفتن
خویشتنداری کردن، خود را کنترل کردن، یا مسئولیت کاری را پذیرفتن. این ترکیب در زبان ادبی برای نشان دادن تسلط بر احساسات یا پذیرش بار مسئولیت بهکار میرود.
مترادفها
خویشتنداری، خودداری، مهار کردن
متضادها
رها کردن، خودداری نکردن، بیبندوباری