توقع کردن
مترادفها
انتظار داشتن، چشمداشت داشتن، امید داشتن
متضادها
غافل شدن، بیتوقعی
لغت نامه دهخدا
توقع کردن. [ ت َ وَق ْق ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خواهش کردن. خواستن. تمنی کردن. درخواست کردن: اگر مثلاً در ملک، مشارکت توقع کنی مبذول است. ( کلیله و دمنه ). از حسن قیام به قضای حقوق انعام و اکرام که درباره او فرموده بودتوقع کرد. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 341 ).
در وصل ازو توقع مکتوب می کنم
با طاقتی مرا به دیار دگر کشید.صائب ( از آنندراج ).رجوع به توقع و توقع داشتن شود.
فرهنگ فارسی
خواهش کردن خواستن
جمله سازی با توقع کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (در محدوده وب ۲٫۰) شرکتها باید تصمیم بگیرند که برای کارشان وبلاگ بسازند یا نسازند!، و اینکه به هر حال میخواهند نظر مشتریانشان در مورد محصولاتشان را به دیگران نشان بدهند یا خیر. شرکتها به سمت و سوی فعالسازی و کاربردیتر کردن نظرات مشتریانشان در کسب و کارشان هستند، تا بتوانند نیازمندیهای مشتریانشان و توقعات نحوه تعامل خرید و فروششان را بهتر برآورده سازند.
💡 امپراتور گوانگشو، در سال ۱۸۹۲، سعی کرد، اقداماتی سختگیرانه را برای کاهش مخارج حکومتی انجام دهد که این اقدامات، یکی از معدود موفقیتهای اداری او بود. این موضوع اما فقط یک پیروزی جزئی بود، زیرا او مجبور بود هزینههای بالاتری را برای راضی نگه داشتن سیکسی و برآورده کردن توقعات او، تصویب و هزینه کند.
💡 او به عنوان یک حاکم نسبتاً روشنفکر شناخته میشد که به رسانههای خصوصی در کنار رسانههای خارجی اجازه کار کردن داد؛ ولی از آنها توقع داشت که خودسانسوری کنند و از نقد و نکوهش زاید و خانواده سلطنتی خودداری کنند.