لغت نامه دهخدا
تواضعگری. [ ت َ ض ُ گ َ ] ( حامص مرکب ) فروتنی و خضوع. ( ناظم الاطباء ). فروتنی کردن. ( آنندراج ).
تواضعگری. [ ت َ ض ُ گ َ ] ( حامص مرکب ) فروتنی و خضوع. ( ناظم الاطباء ). فروتنی کردن. ( آنندراج ).
تواضع و خضوع تواضع کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این چشمانداز با خصومت از سوی حکومتهایی که قادر به تأمین شرایط آن نبودند مواجه شد. گرچه فلسفهٔ لاک مخالفت با حکومت مطلقه در تمام عرصههای زندگی و عقیدتی است، ولی نیت آن به هیچ وجه ترویج خشونت طلبی و ستیزهجویی نیست بلکه کاملاً برعکس فلسفهٔ او در جهت گسترش خوشاخلاقی، میانهروی و تواضع است. در فلسفهٔ او همیشه تأکید بر عقل سلیم، جلوگیری از بردن مسائل به سوی افراطی گری و در نظر گرفتن تمام حقایق و شواهد برای یک موضوع است.