لغت نامه دهخدا
ته نشین کردن. [ ت َه ْ ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) راسب کردن و درد نمودن. ( ناظم الاطباء ). ترسیب. ارساب. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
ته نشین کردن. [ ت َه ْ ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) راسب کردن و درد نمودن. ( ناظم الاطباء ). ترسیب. ارساب. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
راسب کردن و درد نمودن ترسیب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این ترکیب را می توان با اضافه کردن محلول غلیظ آمونیاک به محلول آبی سولفات مس پنج آبه اشباع تهیه کرد و به دنبال آن با اضافه کردن اتانول به محلول،محصول را ته نشین کرد.
💡 یکدم بنشین که ته نشین گردد درد این آب زلال پر مکدر شده است
💡 سیستمهای MBR ممکن است با بیوراکتورهای دارای بیومس معلق هوازی یا بیهوازی استفاده شوند. سیستمهای غشا میتوانند فاضلاب خروجی را به کیفیت فاضلاب خروجی حاصل از ترکیب ته نشینی ثانویه و میکروفیلتراسیون برسانند. MBRها برای تصفیه فاضلابهای بهداشتی و صنعتی و استفاده مجدد آب کاربرد دارند.