تنگ میخ کردن

لغت نامه دهخدا

تنگ میخ کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ( اصطلاح نجاری ) چوب و الواررا بر روی هم چیده و از اطراف به میخ استوار کردن تا بی تابی بخشکد و سپس برای بکار بردن در و پنجره و امثال آن بکار برند. ( از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

در اصطلاح نجاران چوب و الوار را بر روی هم چیده و از اطراف به میخ استوار کردن تا بیتابی بخشکد و سپس برای به کار بردن در و پنجره و امثل آن به کار برند.

جمله سازی با تنگ میخ کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بنابر ادعای جمهوری آذربایجان ۵۳نفر با مصادیق قتل بیرحمانه (سوزاندن، چهار میخ کردن، با بریدن سر یا کندن پوست آن و سایر قسمت‌های بدن، از حدقه خارج کردن چشم یا بریدن بخش‌هایی از بدن) کشته شده‌اند. همچنین هشت خانواده به‌طور کامل نابود شده، ۲۵ کودک هر دو والدین و ۱۳۰ کودک یکی از والدین خود را از دست دادند. این کشتار یکی از غم‌انگیزترین رخدادها در تاریخ مناقشه جمهوری آذربایجان و ارمنستان بر سر قره‌باغ کوهستانی بود.

💡 توجه: چنانچه محل نشست تیرهای افقی در تیرهای عمودی یا نشست تیر عمودی در تیر افقی اصطلاحاً (کوم) خزانه برداشته و تیر دوم افقی یا عمودی در کوم به شکل راسته در خزانه نشست بکند و سپس بر اتصالات تسمه کشی یا میخ کردن انجام شود، لاغر شدن حالت نیم آنیم از میان می‌رود.