لغت نامه دهخدا
تنگ شرم. [ ت َ ش َ ] ( ص مرکب ) که کُسی تنگ دارد. مقابل کُس فراخ. رجوع به تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.
تنگ شرم. [ ت َ ش َ ] ( ص مرکب ) که کُسی تنگ دارد. مقابل کُس فراخ. رجوع به تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.
کسی مست یعنی کسیکه از خوردن شراب زود مست گردد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هزار مطلب سر بسته در دلم گر هست ولی ز شرم طلب تنگ میشود نفسم