لغت نامه دهخدا
تنگ ریز. [ ت َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان میمنداست که در بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد واقع است و 268 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
تنگ ریز. [ ت َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان میمنداست که در بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد واقع است و 268 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
دهی از دهستان میمنداست که در بخش مرکزی شهرستان فیروز آباد واقع است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به ویژه برای زمرد خاصیت دارویی و شفابخشی بیش از گوهرهای دیگر قایل بودند.مثلاً جوشانده زمرد را برای علاج سرطان یا برای علاج صرع و همچنین درمان اسهال خونی تجویز میکردند. پزشکان یونانی دود زمرد پودر شده و سوزانده را به باور خود برای درمان مارگزیدگی، سرماخوردگی و تنگی نفس استفاده میکردند. پیش از آن که عینک و ذره بین ساخت شود به منظور مطالعه و رویت اشیای ریز،از یک زمرد تراش خورده استفاده میکردند و به آن سنگ مطالعه میگفتند. در برخی فرهنگها زمرد هدیه مرسوم پنجاه و پنجمین سالگرد ازدواج بهشمار میرود. همچنین در برخی دیگر از فرهنگهای بشری زمرد به عنوان گوهر بیست و سی و پنجمین سالگرد ازدواج استفاده میشود. زمرد سنگ زادگان ماه مه (۱۱ اردیبهشت تا ۱۰ خرداد) در نظر گرفته میشود.
💡 تو چندین شکر از تنگ دهان خود فرو ریزی ندانستی که: از گرمی بجوش آیند محروران؟