تنگ اغوش
کلمه «تنگ آغوش» در زبان فارسی به کسی یا چیزی گفته میشود که آغوش تنگ دارد و یا به عبارت دیگر، به شدت در آغوش گرفتن را نشان میدهد. این واژه ترکیبی از «تنگ» به معنای نزدیک و محکم و «آغوش» به معنای در آغوش گرفتن است. در متون قدیمی و ادبی، مثل آثار آنندراج و ناظم الاطباء، «تنگ آغوش» برای توصیف کسی به کار رفته که با شدت و صمیمیت، دیگران را در آغوش میگیرد. شاعران نیز از آن به شکل تمثیل عشق و صمیمیت استفاده کردهاند، مانند شعر صائب که میگوید غنچه باغ «تنگ آغوش» است. این تعبیر نشاندهنده گرمی، محبت و نزدیکی عاطفی بین دو نفر یا دو چیز است. در فرهنگ فارسی، معنای آن روشن و ساده است: آغوشی که محکم و نزدیک گرفته میشود. «تنگ آغوش» علاوه بر معنای حقیقی، بار معنایی شاعرانه و احساسی نیز دارد و گاهی برای بیان شدت مهر و محبت به کار میرود. به همین دلیل در ادبیات کلاسیک و اشعار، این ترکیب تصویری از صمیمیت و نزدیکی عاطفی ایجاد میکند. بنابراین «تنگ آغوش» هم توصیف فیزیکی و هم استعارهای از گرمی و محبت است.
مترادفها
ناپذیرا، بیمهربان
لغت نامه دهخدا
( تنگ آغوش ) تنگ آغوش. [ ت َ ] ( ص مرکب ) آنکه آغوش تنگ داشته باشد. ( آنندراج ). سخت در آغوش گرفته. ( ناظم الاطباء ):
نسیم لطف بهار از شمار بیرون است
فغان که غنچه این باغ تنگ آغوش است.صائب ( از آنندراج ).رجوع به تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
( تنگ آغوش ) آنکه آغوش تنگ داشته باشد.
جمله سازی با تنگ اغوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نسیم لطف بهار از شمار بیرون است فغان که غنچه این باغ، تنگ آغوش است
💡 شاعر در اشعار خود از تنگ اغوش تقدیر و زمانهای بسیار سخت عبور کرده است تا نشان دهد که عشق میتواند هر مانعی را پشت سر بگذارد.
💡 او در میان مشکلات بیشمار زندگی، تنها در تنگ اغوش خانوادهاش توانست آرامش را پیدا کند و از تنهایی و اضطرابهای همیشگی خود کمی فاصله بگیرد.
💡 قلب او مانند تنگ اغوش طبیعت بود که هر که به آن نزدیک میشد، احساس امنیت و آرامش عمیقی را در اعماق وجود خود تجربه میکرد.