لغت نامه دهخدا
تنک بهره. [ ت َ ن ُ / ت ُ ن ُ ب َ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) آنکه حصه و بهره وی کم باشد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تنک و دیگر ترکیبهای آن شود.
تنک بهره. [ ت َ ن ُ / ت ُ ن ُ ب َ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) آنکه حصه و بهره وی کم باشد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تنک و دیگر ترکیبهای آن شود.
آتکه حصه و بهره وی کم باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قاسم هاشمینژاد شخصیتپردازیِ نمایشنامه را تنکمایه میدانست. وی همچنین به تأثّرِ بیضایی از برتولت برشت اشاره کرده است: ««دیوان بلخ» از «تآتر هوشمندانه» برشت، از «تآتر آموزندهٔ» برشت و از «تآتر متعهد» برشت بهرهها برده است....»
💡 آیروپونیک یا هواکشت روشی برای پرورش گیاهان در محفظه هوا یا مه تنک است بدون اینکه از خاک یا بستر سنگدانه ای (موسوم به ژئوپونیک) بهره گیرند.