تمنا داشتن

لغت نامه دهخدا

تمنا داشتن. [ ت َ م َن ْ نا ت َ ] ( مص مرکب ) امید و آرزو داشتن:
دهان خشک و دل خسته ام، لیکن از کس
تمنای جلاب و می هم ندارم.خاقانی.ما از تو به غیر از تو نداریم تمنا
حلوا بکسی ده که محبت نچشیده.سعدی.شبی و شمعی و گوینده ای و زیبایی
ندارم از همه عالم جز این تمنایی.سعدی.هرکسی را سر چیزی و تمنای کسی
ما به غیر از تو نداریم تمنای دگر.سعدی.بر گل روی تو چون بلبل مستم واله
از رخ لاله و نسرین چه تمنا دارم.سعدی.توقع خدمت از کسی دار که تمنای نعمت از تو دارد. ( گلستان ).
تمنای ترحم دارد از خونریز مژگانی
که تیغ خود به دامان قیامت پاک می سازد.صائب ( از آنندراج ).باز خون از جگرم دیده تمنا دارد
ابر چون خشک شود چشم به دریا دارد.ملا رونقی همدانی ( ایضاً ).آرزو کی بدل اهل هوس جا دارد
به تمنا نرسد هرکه تمنا دارد.حسن وهب ( ایضاً ).رجوع به تمنا و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

امید و آرزو داشتن

جمله سازی با تمنا داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اى خوشا باعقل بازوى توانا داشتنالفت و همصحبتى با شخص دانا داشتنحاصل امروز را با خرمى كردن حصادتخم سبزى هم براى روز فردا داشتناندرين پيچ و خم دشوار سطح زندگىتكيه بر ايمان و بر خلاق يكتا داشتنجسم را آراستن با زيب تقوى و عفافروح را زآلودگى پاك و مصفا داشتندر پس چشمان ظاهر بين نورانى سردر ضمير و قلب هم، چشمان بينا داشتنگر زظلمت مى هراسى روز مى بايد تراشمع پر نورى براى شام يلدا داشتنعمر كوته را غنيمت دان كه شرط عقل نيستايمنى بر چرخ دون و كيد دنيا داشتنروزى خود را در آوردن زكام اژدهابه كه پيش دون صفت دست تمنا داشتنوقت تعيين رفيق و انتخاب دوستانبس خطا باشد نظر بر حسن و سيما داشتنپيكر خود كن مزين با لباس معرفتفخر نبود جامه الوان و ديبا داشتنوارهاندن خاطرى را از فشار زندگىخوشتر است از تخت نوشروان و دارا داشتنخاو را در كسب دانش كوش بس نبود تراطبع چون آب روان و نطق گويا داشتن (140) تن آدمى از سعدى

💡 ای دوست اینجا ترا معلوم شود که نشان پیر راه رفته آن باشد که جملهٔ افعال و اقوال مرید از ابتدا تا انتها داند و معلوم وی باشد زیرا که پیر که هنوز بلوغ نیافته باشد و تمام نرسیده باشد، او نیز خود مرید و طالب باشد، پیری را نشاید. مریدی جان پیر دیدن باشد، چه پیر آیینه‌ی مرید است که در وی خدا را ببیند، و مرید آیینهٔ پیر است که در جان او خود را ببیند؛ همه پیران را تمنای ارادت مریدان است. دریغا هر که بر راه و طریق پیر رود مرید باشد مر پیر را. و هرکه بر طریق ارادت خود و مراد خود رود مرید مراد خود باشد. مریدی، پیرپرستی باشد و راه ارادت خود زنار داشتن در راه خدا و رسول او. اول مرید را در راه ارادت این باشد که گفته شد.

شبیر یعنی چه؟
شبیر یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز