تلگراف کردن
مترادفها
تلگراف فرستادن
لغت نامه دهخدا
تلگراف کردن. [ ت ِ گ ِ / ت ِ ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رسانیدن اخبار و مطالب را به اعانت تلگراف. ( ناظم الاطباء ). تلگراف زدن. رجوع به تلگراف شود.
فرهنگ فارسی
رسانیدن اخبار و مطالب را باعانت تلگراف.
جمله سازی با تلگراف کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در ۱۴ سپتامبر، ۱۹۶۴، دین کاترین تول مقررات جدید دانشگاه را به این شرح اعلام کرد که هر گونه دفاع از موضوعات سیاسی در محوطه دانشگاه ممنوع است و هرگونه اقدامی برای آوردن نمایندگان و سخنرانان سیاسی خارج از دانشگاه، استخدام کردن اعضای گروه، و جمعآوری کمک برای سازمانهای دانشجویی در تقاطع خیابانهای بنکرافت و تلگراف، به شدت اجرا میشود.
💡 تب طلا استرالیا را از جهات گوناگونی عوض کرد. در هنگام تب طلا جمعیت مردم غیر بومی از ۴۳۰٬۰۰۰ نفر در ۱۸۵۱ به ۱/۷ میلیون نفر در ۱۸۷۱ رسید و نخستین راهآهن و تلگراف برای وصل کردن مناطق با جمعیت رو به رشد ساخته شدند.