لغت نامه دهخدا
تازیانه کردن. [ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تازیانه زدن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تازیانه زدن شود.
تازیانه کردن. [ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تازیانه زدن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تازیانه زدن شود.
( مصدر ) تازیانه زدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دو جلد از این کتاب، عقاید او در خصوص آموزش و پرورش تشریح شدهاست. میشل دو مونتنی پس از انتقاد سخت از اصول آموزش زمان خود، که بهمحفوظات توجه کرده و بهیاد سپردن واژهها و جملهها را مهم میدانست، میگوید که خواندن زبان و ادبیات یونان و روم در صورتی سودمند است که به افکار پیشینیان پی ببرند و بدانها بگروند. او آموختن زبان مادری و زبان همسایگان را مقدم بر یادگرفتن لاتین (مهمترین مادهٔ درسی آندوره) و یونانی میداند. ورزش را برای خوی دادن بچه به سرما و گرما و تحمل سختی لازم میشمرد. او بهیاد سپردن را نمیپسندد و این جملهٔ معروف از اوست که «ازبرکردن دانستن نیست.» وی آموختن لاتین و یونانی را از راه گفتوشنود (و نه حفظ کردن متون کلاسیک) توصیه میکند و میگوید در صورت بهکارگیری روش تعلیم او مکتبخانه دیگر چون زندان نخواهد بود و نیاز نیست که چوب و تازیانه وسیلهٔ انتظام باشد.
💡 از موج، تازیانه گلگون می بس است حاجت به ساز کردن چنگ و چغانه نیست