جاسوسی کردن

لغت نامه دهخدا

جاسوسی کردن.[ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خبر را از جائی به جای دیگر بردن. پنهان طلب چیزی کردن. تَبَلصُق. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

خبر را از جائی بجای دیگر بردن

ویکی واژه

spiare

جمله سازی با جاسوسی کردن

💡 کالج ترینیتی دانشگاه کمبریج به استخدام سرویس اطلاعاتی شوروی درآمدند و به مدت دو دهه برای شوروی جاسوسی کردند. آن‌ها توانستند در وزارت خارجه بریتانیا، ام‌آی۵ (سازمان اطلاعات داخلی) و ام‌آی۶ (سرویس اطلاعات خارجی) به رده‌های ارشد مدیریتی نفوذ کنند.

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز