لغت نامه دهخدا
تله تو. [ ت َل َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان باباجانی است که در بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان واقع و 100 تن سکنه دارد و محصول آنجا کتیراست. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
تله تو. [ ت َل َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان باباجانی است که در بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان واقع و 100 تن سکنه دارد و محصول آنجا کتیراست. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تله گفتا، مَاِیست در بیرون بدرون آی، کاین سراچه تراست
💡 تله پرینتر به صورت گستردهای جایگزین کامپیوترهای ترمینال شد که از مانیتور به جای پرینتر استفاده میکردند. تله پرینتر هنوز به صورت گستردهای در صنعت هوایی مورد استفاده قرار میگیرد.
💡 بند دام است این و مسمار تله پر نشد زین دانه کس را حوصله
💡 دهر هر تله نهد، بگذر و بگذارش چرخ هر تحفه دهد، منگر و مستانش
💡 ماکیان را آن فریب از راه برد راست اندر تله روباه برد
💡 عرض كرد: زنان (بى ايمان ) كه ايشان تله ها و دام هاى من اند. وقتى لعنت و نفرين هاىصالحان بر من جمع مى شود، نزد زن ها مى روم و از ايشاندل خوش مى گردم.