تقصیر رفتن

لغت نامه دهخدا

تقصیر رفتن. [ ت َ رَ ت َ] ( مص مرکب ) تقصیر افتادن. کوتاهی شدن:
داری هوس کشتنم اینک سر و خنجر
تقصیر اگر میرود از جانب ما نیست.سلمان ( از آنندراج ).در گنه کز جانب ما بود تقصیری نرفت
چون در آمرزش که کار اوست تقصیری کند.خواجه پیشنماز ( از آنندراج ).رجوع به تقصیر و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

تقصیر افتادن کوتاهی شدن

جمله سازی با تقصیر رفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سپاه برای انتقال مواد منفجره به عربستان از ساک‌های زائران بدون اجازه آن‌ها استفاده کرد. پس از افشای این در عربستان و رفتن آبروی ایران، در همه جا زمزمه راه انداختند که خوب است بگوییم این نیز تقصیر سید مهدی هاشمی است. این درحالی بود که سید مهدی آن موقع درگیر مشکلات خودش بود. یکی از افراد سپاه که از متصدیان این امر ناجوانمردانه بود آمد نزد من و گفت که مسئولان من اصرار دارند تا بگوییم این امر توسط سید مهدی هاشمی انجام شده‌است.

💡 هر گنه عذری و هر تقصیر دارد توبه ای نیست غیر از زود رفتن عذر بیجا آمدن

تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز