تقصیر افتادن

لغت نامه دهخدا

تقصیر افتادن. [ ت َ اُ دَ ] ( مص مرکب ) کوتاهی شدن. سستی افتادن:
تقصیر گر افتاد بخدمت
من بنده را مدار معاقب.مسعودسعد.

فرهنگ معین

( ~. اُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) کوتاهی شدن، سستی رفتن.

فرهنگ فارسی

کوتاهی شدن

ویکی واژه

کوتاهی شدن، سستی رفتن.

جمله سازی با تقصیر افتادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قشون مجهّز نیروی دریایی آتن در تابستان سال ۴۱۵ قبل از میلاد، به سمت جزیرهٔ سیسیل حرکت کرد، در حالیکه یک شب قبل از حرکت این قشون، مجسمهٔ هرمس در معبد مخصوص آن، بر زمین افتاد و شکست. آتنی‌ها، این حادثه یعنی افتادن و شکستن مجسمه را، شوم و نامبارک تصوّر کردند و ضمن مربوط دانستن آن به ماجرای لشکرکشی به سیسیل، آلکیبیادس را در این زمینه مقصّر معرفی نمودند. امّا آلکیبیادس باز به سرعت وارد عمل شد و باز با قدرت بیان بالای خود به توجیه موضوع و رفع تقصیر از خود پرداخت.

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز