فرهنگ معین
(تُ ) (حامص. ) (عا. ) ۱ - به آب دهان آغشته کردن چیزی، تف مالیدن. ۲ - سرسری شستن ظرف و امثال آن.
(تُ ) (حامص. ) (عا. ) ۱ - به آب دهان آغشته کردن چیزی، تف مالیدن. ۲ - سرسری شستن ظرف و امثال آن.
(عا.)
به آب دهان آغشته کردن چیزی، تف مالیدن.
سرسری شستن ظرف و امثال آن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر آنی کآستین بر مالی و تیغی زنی بر من چه حاجت تیغ ساعد، پس تو بر مال آستین باری؟
💡 خوانِ کرم گستردهای، مهمانِ خویشم بردهای گوشم چرا مالی اگر من گوشهٔ نان بشکنم؟
💡 فساد مالی این خانواده به حدی رسیده است که وی در زمینه فساد، به عنوان «شخص سال» در جهان انتخاب شد.
💡 راحت کف است پیش عرب چون کفم به کف مالی، کنم خروش که وه این چه راحت است
💡 اگرت نه مالی است که ما را سودی رسانی و نه دانشی که دینمان را حاصلی داشته باشی،
💡 پس از آن که پنج رکابزن تیم در رسوایی دوپینگ درگیر شدند و تنها وینوکوروف با سه همتیمی خود باقی ماند، در ۳۰ ژوئن، آستانه–وورث از تور دو فرانس ۲۰۰۶ کنار گذاشته شد. وورث در ۳ ژوئیه حمایت مالی را متوقف کرد.