لغت نامه دهخدا
تعزیر کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) عقوبت کردن. ( ناظم الاطباء ):
دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند
پنهان خورید باده که تعزیر می کنند.حافظ.رجوع به تعزیر شود.
تعزیر کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) عقوبت کردن. ( ناظم الاطباء ):
دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند
پنهان خورید باده که تعزیر می کنند.حافظ.رجوع به تعزیر شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «همان است که قرآن گفته؛ کشتن به شدیدترین وجه، حلقآویز کردن به فضاحتبارترین حالت ممکن. تعزیر باید پوست را بدرد، از گوشت عبور کند و استخوان را درهم شکند». (محمد محمدی گیلانی، حاکم وقت شرع و رئیس دادگاههای انقلاب اسلامی، دربارهٔ شیوه شلاقزدن زندانیان در مصاحبه با روزنامه کیهان، مورخ ۲۸ شهریور ۱۳۶۰)
💡 «همان است که قرآن گفته؛ کشتن به شدیدترین وجه، حلق آویز کردن به فضاحتبارترین حالت ممکن. تعزیر باید پوست را بدرد، از گوشت عبور کند و استخوان را درهم شکند.» (محمد محمدی گیلانی، حاکم وقت شرع و رئیس دادگاههای انقلاب اسلامی، دربارهٔ شیوه شلاقزدن زندانیان در مصاحبه با روزنامه کیهان، مورخ ۲۸ شهریور ۱۳۶۰)
💡 در جریان اعتراضات به ساقط کردن هواپیمای اوکراینی ضیا نبوی بازداشت شد. و در دادگاه به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.