تشنه کش

لغت نامه دهخدا

تشنه کش. [ ت ِ ن َ /ن ِ ک ُ ] ( نف مرکب ) کشنده خواهان آب. که تشنگان را کشد. که تشنه را بفریبد بطلب آب و بکشد:
زین سراب تشنه کُش پرهیز کن
تشنگان بسیار کشته ست این سراب.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

کشنده خواهان آب که تشنگان را کشد

جمله سازی با تشنه کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جدا ز خاک درت گر فتم درآب حیات چو ماهیان جگر تشنه در طپاک شوم

💡 خط نمی‌سازد مرا زان لعل جان‌پرور جدا تشنه کی گردد به تیغ موج از کوثر جدا؟

💡 و زيارت آن حضرت بسان سيراب ساختن خاندان محاصره شده و تشنه اوست و نيكى واحسان در حق پيشواى بزرگى است كه در راه حق و عدالت به خاك افتاده است، همانگونهكه در زيارت آن حضرت مى خوانيم كه:

💡 هر گاه تشنه مى شود او را شرابى ناب است. و در اين جهان مگوى بابونه نيز بوسهمى چيند.

💡 نه گوهر است، که از یاد لعل تشنه او ز غصه آب بحلق صدف گره گردید

💡 در ماه‌های محرم و صفر، این شب شعر با عنوان رندان تشنه‌لب از سال ۱۳۸۲ در حوزه هنری برگزار می‌شود.

ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز