فرهنگستان زبان و ادب
[حمل ونقل ریلی] ← ریل بند تیشه ای
[حمل ونقل ریلی] ← ریل بند تیشه ای
💡 به تیشه ای که بر اطراف صورت شیرین همه کرشمه تراشید و ریخت برکهسار
💡 چنان با سخت جانی خو گرفتم که نشناسم دلی یا تیشه ای هست
💡 بی ستون ما ز فیض نور حسن آیینه است تیشه ای بازیچه اینجا در کف فرهاد نیست
💡 تیشه ای داری چو آه آتشین در آستین سنگ راهت گر شود کوه گران، تمکین مکن
💡 به تیشه ای که سبک سنگ را به سینه دود چنان که مرغ به آبی فروبرد منقار
💡 برای دلخراشی در محبت ناخنی دارم ز اسباب دو عالم، تیشه ای در دست فرهاد است