لغت نامه دهخدا
تخم کشیدن. [ ت ُ ک َ/ ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) اخته کردن. از مردی انداختن.
تخم کشیدن. [ ت ُ ک َ/ ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) اخته کردن. از مردی انداختن.
اخته کردن از مردی انداختن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آسیب عصبی دائمی بعد از بلاک عصبی محیطی معمولاً نادر است. علائم معمولاً در عرض چند هفته ناپدید میشوند. اغلب کسانی که دچار عوارض بیحسی میشوند معمولاً در عرض ۶ هفته به صورت کامل بهبود پیدا میکنند، به صورت نادر در صورت طول کشیدن علائم ۹۹٪ افراد تا یک سال بهطور کامل درمان میشوند. تخمین زده میشود که ۱ در ۵۰۰۰ تا ۱ در ۳۰۰۰۰ وقتی تحت انواع روشهای بیحسی موضعی قرار میگیرند دچار آسیب عصبی دائمی میشوند.
💡 خاگار یا بیضینگار ابزاری برای کشیدن بیضی است. کهنترین خاگار خاگار ارشمیدس است که از دوره باستان برای همین منظور به کار برده میشده است. خاگ در فارسی به معنی تخممرغ و بیضه است و خاگآر یا خاگآور که به صورت خاگار مخفف شده به معنی ابزاری است که شکل بیضی را با خود میآورد. (قابل مقایسه با واژه خاویار که آن هم از همین ترکیب آمده باست به معنی خاگآور).