تخته بند شدن

لغت نامه دهخدا

تخته بند شدن. [ ت َ ت َ / ت ِ ب َ ش ُ دَ ]( مص مرکب ) بسته شدن، چنانکه در دکان و جز آن. || خشک شدن از سرماخوردگی. سخت سرما خوردن که پشت و سینه سخت درد کند. اثر سرمای سخت به سینه و پشت که حرکت آن مشکل کند. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

( مصدر )تخته بند شدن دکانبسته شدن دکان.

جمله سازی با تخته بند شدن

💡 به تخته بند مقید چو قد شمشاد است به خاک تیره فرو رفته روی چون قمر است

💡 شکست دست و غمم تخته بند هجران ساخت عجب مبین که قبا ننگری گریبانم

💡 وانکس که بر در تو نگردد کلید دار در تخته بند بسته بود چون کلید دان

💡 ای ز تخت سلطنت در کنج غاری تخته بند تا قیامت صدق صدیقت یار غار باد

💡 بنشین به عافیت که تو را بهتر اوفتد برهان ز تخته بند بلای پای مبتلا

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز