تبخال دمیدن

لغت نامه دهخدا

تبخال دمیدن. [ ت َ دَ دَ ] ( مص مرکب ) دمیدن تبخال بر گرد لب. تبخال برآوردن. تبخال زدن. رجوع به تبخال و تبخاله و تبخال برآوردن و دیگر ترکیب های تبخال شود.

فرهنگ فارسی

دمیدن تبخال بر گرد لب تبخال بر آوردن. تبخال زدن.

جمله سازی با تبخال دمیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زین مزرعه‌، خجلت ثمر حاصل خویشم تبخال چه تخم آورد از شوق دمیدن

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز