لغت نامه دهخدا
تبت خاقان. [ ت َب ْ ب َ ] ( اِ مرکب ) خاقان تبت: و ملک این ناحیت را تبت خاقان خوانند و مر او را لشکر و سلاح بسیار است. ( حدود العالم چ طهرانی ص 46 ). رجوع به تبت شود.
تبت خاقان. [ ت َب ْ ب َ ] ( اِ مرکب ) خاقان تبت: و ملک این ناحیت را تبت خاقان خوانند و مر او را لشکر و سلاح بسیار است. ( حدود العالم چ طهرانی ص 46 ). رجوع به تبت شود.
خاقان تبت: و ملک این ناحیت را تبت خاقان خوانند و مر او را لشکر و سلاح بسیار است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این عنوان را نخستینبار منابع چینی سده سوم میلادی برای حاکمان کنفدراسیون عشایری شیانبئی ثبت کردهاند. گروه نامبرده احتمالاً از نظر زبانی با مغولان امروزی در پیوند بودند. در سده چهارم میلادی خاقان عنوان رسمی حاکمان خاقانات روران شد و سپس گوکترکها پس از سرنگونی رورانها در طول سدههای ششم تا هشتم میلادی به استفاده از این عنوان ادامه دادند. در دوره شکوفایی امپراتوریهای ترکتبار، از خاقانات اویغور در فلات مغولستان تا قلمروی تورگش در آسیای داخلی، از دولت خزرها در قفقاز شمالی تا دولت قراخانیان در فرارود، خاقان عالیترین عنوان یک فرمانروا بهحساب میآمد. گاه در منابع اسلامی شاهان چین و تبت نیز خاقان خوانده شدهاند.
💡 نخستین بار اصطلاح «تُرک» (به ترکی باستان: 𐱅𐰇𐰼𐰰 (Türük) یا 𐱅𐰇𐰼𐰰:𐰜𐰇𐰛 (Kök Türük)، به چینی: 突厥، پینیین: Tūjué از چینی میانهٔ *tɦut-kyat از *dwət-kuɑt، زبان تبتی باستان: drugu) تنها برای یکی از گروههای ترکیگ مخصوصاً گوگترکها به کار رفته است. گوگترکها در سنگنوشتهٔ هوایس تُلگُی (Inscription of Hüis Tolgoi) در سدهٔ ششم پس از میلاد، تۆرۆک (türük) یا تؤرؤک (török) هم نامیده شدهاند. ایشبارا خاقان خود را در نامهای به امپراتور یانگژیان از دودمان سوئی، «خان کبیر تُرک معرفی میکند. سنگنوشته اورخون و سنگنوشته بوگوت از الفاظ تۆرکۆت (türküt)، تۆرک (türk) و تۆرۆک (türük) استفاده میکنند.