لغت نامه دهخدا
تباه رای. [ ت َ ] ( ص مرکب ) تباه خرد. مرد سست عقل. تبه رای.
تباه رای. [ ت َ ] ( ص مرکب ) تباه خرد. مرد سست عقل. تبه رای.
تباه خرد سست عقل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سپاهی بدین گونه کردی تباه نگر تا چگونه بود رای شاه
💡 هرگز نکرد ورای ندید و روا نداشت تا کار کس نگردد از رای او تباه
💡 ای به جنب رای تو رای بداندیشان خطا ای به جنب عزم تو عزم ستمکاران تباه
💡 چو زین روی و زان روی باشد سپاه شود در سخن رای قیصر تباه