لغت نامه دهخدا
تب یک بندی. [ ت َ ب ِ ی َ / ی ِ ب َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به تب و تب بندی و تب لازم شود.
تب یک بندی. [ ت َ ب ِ ی َ / ی ِ ب َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به تب و تب بندی و تب لازم شود.
💡 الگوی وضعیت لحظهای تب در تشخیص پزشکی بسیار مهم است. تب یکی از علائم شایع در بسیاری از بیماریها است و میتواند نشاندهندهٔ وجود عفونت، التهاب، بیماریهای ایمنی یا بیماریهای دیگر باشد. برای تشخیص درست بیماری و درمان بهتر، پزشک باید الگوی وضعیت لحظهای تب بیمار را بررسی کند.
💡 الگوی وضعیت لحظهای تب در تشخیص پزشکی بسیار مهم است. تب یکی از علائم شایع در بسیاری از بیماریها است و میتواند نشاندهندهٔ وجود عفونت، التهاب، بیماریهای ایمنی یا بیماریهای دیگر باشد. برای تشخیص درست بیماری و درمان بهتر، پزشک باید الگوی وضعیت لحظهای تب بیمار را بررسی کند.
💡 تب یک نشانه از درهمروی روده نیست. با این حال، درهمروی روده میتواند باعث شود قسمتی از روده در پی فشاری که به شریانهای آن ناحیه میآید دچار ایسکمی شده و نکروز بافتی اتفاق بیافد. این اتفاق ممکن است منجر به سوراخ شدن روده و عفونت شده که تب را بدنبال خواهد داشت.