غنچه زار

لغت نامه دهخدا

غنچه زار. [ غ ُ چ َ / چ ِ ] ( اِمرکب ) جایی که در آن غنچه بسیار روید:
غنچه زاری شده از لخت جگر مژگانم
تا چه آن نخل قد از آن گل رو آرد بار.درویش واله هروی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) جایی که در آن غنچه بسیار روید.

جمله سازی با غنچه زار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غنچه در پوست نمی گنجد و خوش می خندد ابر سرگشته همی گردد و می گرید زار

💡 گوش بلبل چو نام غنچه شنید کرد در آن میانه ناله ی زار

💡 نو گلی چه غنچه شکفت نغمه زد چه بلبل زار زار همچو مرغ هزار

💡 مگر تو غنچه نورسته ای و من ابرم که زار زار چو بگریستم بخندیدی

سود یعنی چه؟
سود یعنی چه؟
الهی یعنی چه؟
الهی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز