تان ان

لغت نامه دهخدا

تأنان. [ ت َءْ ] ( ع مص ) نالیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ناله و نالیدن. ( آنندراج ). تَاءَوﱡه. ( قطر المحیط ). تأوه یا نالیدن. ( از اقرب الموارد ). || ریختن آب را. ( از منتهی الارب ) ( از قطر المحیط ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).

جمله سازی با تان ان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعد يكى از دوستان كه خيلى با آقا ماءنوس بود (مرحوم آقا شيخ على محمد بروجردىرضوان الله عليه ) از ايشان سؤ ال كرده بود: آقا، اين چه ذكرى است كه شما اين قدرتقيّد داريد كه حتى بين سلام و احوال پرسى تان آن را ترك نمى كنى ؟ ايشان لبخندىزده بود و بعد از تاءمّلى فرموده بود: خوب است انسان روزى هزار مرتبه إِنّا أَنْزَلْنابخواند)).

💡 و مـعـنـى آيـه ايـن اسـت كـه: اين اصنام كه شما الهه خود گرفته ايد چيزى به جز مشتىاسماء نيستند، كه شما و پدران تان آن سنگ و چوب ها را به آن اسماء نامگذارى كرده ايد،و مـاوراى ايـن اسـمـاء مـصـاديـق و مسميات واقعى كه خداى تعالى برهانى بر اله بودن وربوبيت آنها نازل كرده باشد ندارند.