تاماری تو

لغت نامه دهخدا

تاماری تو. ( اِخ ) برادر «خوم بان ایگاش » پادشاه عیلام بود و بر اثراغتشاش های داخلی عیلام که آسوریها آن را دامن میزدندتاماری تو برادر خود را کشته خود پادشاه شد ولی پس از چندی او نیز گرفتار سرکشی های داخلی گشت و پس از شکست بطرف خلیج فارس متواری و بالاخره گرفتار شد و به اسارت به نینوا رفت. آسور بانی پال وی را برای اجرای مقاصد خویش درباره عیلام مفید تشخیص داد و از او بخوبی پذیرائی کرد تا آنگاه که مجدداً «تاماری تو» بکمک آسور بانی پال به سلطنت عیلام رسید ولی چون علیه آسوریها توطئه ای ترتیب داده بود دوباره گرفتار شد و بزندان افتاد و کشور عیلام مورد نهب و غارت آسوریان قرار گرفت. رجوع به تاریخ ایران باستان ج 1 ص 138 و 139 شود.

فرهنگ فارسی

برادر پادشاه عیلام بود و بر اثر اغتشاش های داخلی عیلام که آسوریها آنرا دامن میزدند تاماری تو برادر خود را کشته خود پادشاه شد ولی پس از چندی او نیز گرفتار سرکشی های داخلی گشت و پس از شکست بطرف خلیج فارس متواری و بالاخره گرفتار شد و باسارت به نینوا رفت ٠

جمله سازی با تاماری تو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به گفته بن تاماری، پدیده کاهش ارزش پول قبلاً در منابع باستان به رسمیت شناخته شده بود. او نمونه‌هایی را آورده‌است که شامل معامله غار ماچپلا و ساختمان معبد از انجیل و میشنا است.

💡 طولی نکشید که دو مدرسهٔ پسرانهٔ هایکازیان و مدرسهٔ دخترانهٔ تاماریان با هم ملحق شده و با نام جدید «هایکازیان-تاماریان» به فعالیت خود ادامه دادند.