لغت نامه دهخدا
پیراینده. [ را ی َ دَ / دِ ]( نف ) زینت دهنده. که چیزی را از چیزی بجهت خوش آیندگی کم کند همچون سرتراش و باغبان، برخلاف مشاطه. ( آنندراج ) ( برهان ). پیرایش کننده. آراینده. آراسته کننده.
پیراینده. [ را ی َ دَ / دِ ]( نف ) زینت دهنده. که چیزی را از چیزی بجهت خوش آیندگی کم کند همچون سرتراش و باغبان، برخلاف مشاطه. ( آنندراج ) ( برهان ). پیرایش کننده. آراینده. آراسته کننده.
(یَ دِ ) (ص فا. ) ۱ - پیرایش دهنده. ۲ - زینت دهنده.
پیرایش دهنده.
( اسم ) ۱- زینت دهنده بکاستن پیرایش کننده مقابل آراینده. ۲- زینت دهنده ( مطلقا ) مزین آراینده.
پیرایش دهنده.
زینت دهنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک زبان تکخانواده در شاخههای یک خانواده زبانی مدون نیز وجود دارد، مانند آلبانیایی و ارمنی در داخل هندواروپایی. معنی واژه «تکخانواده» در چنین مواردی معمولاً با یک پیراینده روشن میشود. به عنوان مثال، از آلبانیایی و ارمنی ممکن است به عنوان «تکخانواده هندواروپایی» یاد شود. در مقابل، زبان باسکی تا آنجایی که شناخته شدهاست، کاملاً منزوی است و این زبان با هیچ زبان نوین دیگری مرتبط نیست.