لغت نامه دهخدا
تالش خان.[ ل ِ ] ( اِخ ) امیر تالش پسر امیر حسن و نوه امیر چوپان. رجوع به تالش و تاریخ مغول اقبال ص 339 شود.
تالش خان.[ ل ِ ] ( اِخ ) امیر تالش پسر امیر حسن و نوه امیر چوپان. رجوع به تالش و تاریخ مغول اقبال ص 339 شود.
امیر تالش پسر امیر حسن و نوه امیر چوپان ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۱۲ اکتبر ۱۸۱۳ در روستای گلستان از توابع قرهباغ، معاهده صلح امضاء گردید که بر اساس آن گرجستان شرقی، خاننشینهای گنجه، قرهباغ، شکی، شروان، باکو، قوبا، تالش، دربند و بخشی از ارمنستان تحت تسلط قاجاریان از جمله استان شیراک، استان لوری، شهرستان قازاخ، شامشادین و استان سیونیک به روسیه تزاری واگذار شد.
💡 در ۲۲ دسامبر، کوتلیارفسکی برای تحت پوشش قراردادن قوای ارتش روسیه در خانات تالش گروهانی را به فرماندهی سرگرد دیاچکووا بههمراه ۲۰۰ پیاده، ۱۷۰ کازاک و چندین اسبسوار از ناحیه قرهباغ و یک قبضه اسلحه و توپ از قرهیازی به سوی ارکیوان فرستاد. پس از آن بخشی از مردم قرهباغ که در اسارت روسها بودند آزاد شدند اما شاهسونهای اسیرشده همچنان در اسارت روسها باقی ماندند.
💡 قسمت خانی را در جشنوارههای خارجی دیده بودیم اما آیا کسی زندگی او را دید که چگونه در فقر زندگی کرد و در اثر ناملایمات روزگار دق کرد. این جفا بر قسمت خانی بود که جامعه به نحوی که شایسته این استاد بی بدیل موسیقی تالشی بود از وی تجلیل نکرد و او را ارج ننهاد.