تازه ساختن

لغت نامه دهخدا

تازه ساختن. [ زَ / زِ ت َ ] ( مص مرکب ) نو کردن. تجدید کردن:
طالب آیین ترنم تازه ساخت
چون نسازد، عندلیب آمل است.کلیم ( از آنندراج ).و بر این قیاس است تازه ساختن داغ، یعنی تجدید کردن سوگ و غم. رجوع به مجموعه مترادفات ص 87 شود. || تازه ساختن بنا، عمارت و غیره؛ آن را به نوی ساختن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) نو کردن تجدید کردن.

جمله سازی با تازه ساختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برنامه‌های مبتنی بر یک مدل الگوریتمی منفرد به ندرت در ایجاد نتایج صحیح و راضی‌کننده به موفق می‌رسند. به همین دلیل الگوریتم‌هایی از انواع مختلف باهمدیگر استفاده می‌شوند تا توانایی‌ها را تلفیق کنند و نقطه ضعف‌ها را کاهش دهند. ایجاد سیستم‌های ترکیبی برای ساخت موسیقی زمینه را برای آهنگسازی الگوریتمی فراهم کرد و بسیاری از راهکارهای کاملاً تازه و نو را برای ساختن آهنگ‌ها ایجاد می‌کند.

💡 بهار تازه کند داغ تخم سوخته را ز باده تر نتوان ساختن دماغ مرا

کف بینی یعنی چه؟
کف بینی یعنی چه؟
صد یعنی چه؟
صد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز