بی کیاری

لغت نامه دهخدا

بی کیاری. [ کیا / ک ُ ] ( حامص مرکب ) جلدی. چابکی. زرنگی.

جمله سازی با بی کیاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نشانگان باد–کیاری عنوانش را از دو پزشک به نام‌های جرج باد و هانس کیاری می‌گیرد که نخستین بار این بیماری را به‌دقت توصیف نمودند، هر چند پیش از آنها کارل فن رکیتانسکی آنرا مورد توجه قرار داده بود.

💡 روبرتو فرانسیسکو کیاری رامون در ۱ مارس ۱۹۸۱، یک روز پیش از ۷۶ سالگی‌اش درگذشت.

💡 طاها از ناهنجاری کیاری رنج می‌برد، که در سال ۱۹۸۷ تشخیص داده شد. «از این‌که مردم فکر می‌کنند روی صحنه مست هستم خسته شده‌ام. این‌ها علائم بیماری کیاری است. در حال تلو خوردن دیده می‌شوم زیرا تعادلم را از دست می‌دهم و متزلزل می‌شوم. کیاری این اختلال را در بدن ایجاد می‌کند».

💡 او که سال‌ها در تنهایی و بی کیاری سپری کرده بود، اکنون با تلاش فراوان سعی در بازسازی زندگی از نو دارد.

💡 در آن دوران سخت اقتصادی، بسیاری از جوانان با احساس بی کیاری و ناامیدی، به دنبال راهی برای رسیدن به هدف‌های خود بودند.

💡 بی کیاری و بی‌هدفی می‌تواند منجر به فروپاشی روانی شود، لذا یافتن یک رسالت زندگی بسیار حیاتی و ضروری است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران