لغت نامه دهخدا
بی عیبی. [ ع َ /ع ِ ] ( حامص مرکب ) سلامت. ( یادداشت مؤلف ). بی نقصی.
بی عیبی. [ ع َ /ع ِ ] ( حامص مرکب ) سلامت. ( یادداشت مؤلف ). بی نقصی.
سلامت. بی نقصی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رباتها ماشینهای همهکاره ای هستند که نرمافزار زیبراش در فرایند تولیدشان و در مرحله طراحی توانستهاست در وقت صرفه جویی کند و درآخر با وجود سرعت بخشیدن به کار نتیجه ای دقیق و بی عیبی دریافت کنند.
💡 قالُوا سُبْحانَکَ گویند پاکی و بی عیبی ترا، أَنْتَ وَلِیُّنا مِنْ دُونِهِمْ تو خداوند مایی بی ایشان، بَلْ کانُوا یَعْبُدُونَ الْجِنَّ بلکه ایشان دیو میپرستیدند، أَکْثَرُهُمْ بِهِمْ مُؤْمِنُونَ (۴۱) بیشتر ایشان بایشان گرویدگان بودند.
💡 پارامتر دیگری هم در دیسک مطرح است موسوم به مدت بی عیبی. پارامتری است نشان دهنده میزان اطمینان عملیاتی دیسک و عبارتست از میانگین مدت زمانی که دیسک بدون عیب کار میکند (معمولاً بین ۲۰۰۰۰۰ تا ۵۰۰۰۰۰ساعت)