لغت نامه دهخدا
بی قرینگی. [ ق َ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) نیامیختن چیزی به چیزی، و مراد از آن یکتایی در امری و ثانی نداشتن در کاری است. ( غیاث ) ( آنندراج ).
بی قرینگی. [ ق َ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) نیامیختن چیزی به چیزی، و مراد از آن یکتایی در امری و ثانی نداشتن در کاری است. ( غیاث ) ( آنندراج ).
نیامیختن چیزی بچیزی و مراد از آن یکتایی در امری و ثانی نداشتن در کاری است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اوج خورشیدی حداکثر تا ۱۵۲٬۰۹۷٬۷۰۰ کیلومتر (۱٫۰۱۶۷۱ واحد نجومی) و حضیض حداقل تا ۱۴۷٬۰۹۸٬۰۷۰ کیلومتر (۰٫۹۸۳۲۹ واحد نجومی) است. این دو نقطه با حفظ قرینگی و تقابل هم بر روی مدار زمین به تدریج جابجا میشوند، نقطه حضیض خورشیدی در سال ۲۰۰۰م بر ۲۸۲٫۸۹۵ درجه مداری بوده که تا سال ۲۰۱۲م به ۲۸۳٫۰۶۷ درجه مداری کشیده شدهاست.
💡 این طرحها عموماً توسط عشایر ایران بافته میشوند و اغلب نگارهها و تزئینات طرح برگرفته از ذهن قالیبافان است. قرینگی در طرح معنایی ندارد. سادگی و عدم قرینهکاری نقوش از عوامل اصلی زیبایی طرحهای این گروه است.
💡 اوج خورشیدی حداکثر تا ۱۵۲٬۰۹۷٬۷۰۰ کیلومتر (۱٫۰۱۶۷۱ واحد نجومی) و حضیض حداقل تا ۱۴۷٬۰۹۸٬۰۷۰ کیلومتر (۰٫۹۸۳۲۹ واحد نجومی) است. این دو نقطه با حفظ قرینگی و تقابل هم بر روی مدار زمین به تدریج جابجا میشوند، نقطه حضیض خورشیدی در سال ۲۰۰۰م بر ۲۸۲٫۸۹۵ درجه مداری بوده که تا سال ۲۰۱۲م به ۲۸۳٫۰۶۷ درجه مداری کشیده شده است.