بی عفاف

لغت نامه دهخدا

بی عفاف. [ ع َ / ع ِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + عفاف ) ناپاکی. که پاکدامن نیست. رجوع به عفاف شود.

فرهنگ فارسی

ناپاکی. که پاکدامن نیست.

جمله سازی با بی عفاف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نازایی و خروج از جاده عفاف از عمده‌ترین دلایل طلاق زنان بوده‌است. گاه نیز بد قدم بودن زن به هنگام ورود به خانه همسرش می‌توانست؛ دلیل طلاق باشد.

💡 هیچ آفریده‌ای به جمال فریده نیست این لطف و این عفاف به هیچ آفریده نیست

💡 در دفتر اگر وصف عفاف تو نگارند همچون پری از دیده نهان ‌گردد دفتر

💡 قبله شاهان عالم، آنک از فرط عفاف سجده کروبیان بر گوشه دامان اوست

💡 رعايت اين نكات، از نظر عاطفى و تحولات روحى در خانواده، شرايط مناسب ترى رابراى برپايى خيمه عفاف پديد مى آورد و ضامن استحكام بنيان خانواده درسايه تعاليم مكتبى است.

💡 وی در طراحی و تدوین لایحه حمایت از خانواده از طریق فرهنگ حجاب و عفاف نقش مهمی داشته است.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز