بی سیرت

لغت نامه دهخدا

بی سیرت. [ رَ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + سیرت ) فاسق و فاجر. || بی آبرو و رسوا. ( ناظم الاطباء ). || مفعول که به رسوائی کشیده شده است. و رجوع به بی سیرت کردن و رجوع به سیرت شود.

فرهنگ عمید

۱. رسوا، بی آبرو.
۲. بی ناموس.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - فاسق فاجر. ۲ - بی آبرو رسوا.

جمله سازی با بی سیرت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گزیده سیرت شاهی و کردگار جهان تو را و شاه تورا از همه جهان بگزید

💡 ۱۳ نوامبر ۱۹۰۲ به پیشوایی دینی در سیرت (سعرد) در ترکیه امروزی رسید؛ جایگاهی که دو سال بی سرپرست برجای مانده بود.

💡 هر کجا عزم فلک سیرت عنان افشان شود فتح و نصرت هم رکاب و دولتت همراه باد

💡 حسرت و رنج و بدی یار و صدیقت مباد سیرت و رسم بدان کار و طریقت مباد

💡 مسمت سیرت جهان شاپنا (انگلیسی: Mosammat Sirat Jahan Shopna؛ زادهٔ ۱۰ آوریل ۲۰۰۱) بازیکن فوتبال اهل بنگلادش است.

فاتخذوه یعنی چه؟
فاتخذوه یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز